پرچم بازار مرکزی سود بانکی سود سپرده

پرچم: بازار مرکزی سود بانکی سود سپرده سپرده و تسهیلات اخبار اقتصادی و بازرگانی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی از آیت‌الله هاشمی بت نمی‌سازم ولی او حقیقتا یک انقلابی شجاع بود / سید حسن خمینی

خود ایشان البته به می گفت که «من به این خاطر به امام علاقمند شدم که ریاکار نبود». آقای هاشمی «همیشه همان گونه بود که بود». بسیار مهم است که انسان بتواند این درج

از آیت‌الله هاشمی بت نمی‌سازم ولی او حقیقتا یک انقلابی شجاع بود / سید حسن خمینی

سید حسن خمینی: از آیت الله هاشمی بت نمی سازم ولی او حقیقتا یک انقلابی شجاع بود

عبارات مهم : انقلاب

سید حسن خمینی:

از آیت الله هاشمی بت نمی سازم ولی او حقیقتا یک انقلابی شجاع بود / آنقدر روح بزرگی داشت که براحتی می توانستیم عملش را نقد کنیم و او می پذیرفت/ دشمنانش را راحت می بخشید / همانگونه که فرمانده جنگ بود قهرمان صلح هم بود / از ریاکاری به دور بود؛ هر لحظه همان گونه بود که بود / می توانستیم شخصیت امام را از طریق شخصیت هاشمی بشناسیم

از آیت‌الله هاشمی بت نمی‌سازم ولی او حقیقتا یک انقلابی شجاع بود / سید حسن خمینی

خود ایشان البته به می گفت که «من به این خاطر به امام علاقمند شدم که ریاکار نبود». آقای هاشمی «همیشه همان گونه بود که بود». بسیار مهم است که انسان بتواند این درجه از آرامش و دوری نسبت به ریاکاری را در درون خودش ایجاد کند.

آیت الله سید حسن خمینی به بیان نکاتی در خصوص شخصیت و دنیا بینی آیت الله هاشمی و کشور عزیزمان ایران پسا هاشمی انجام داده است که بعد از مطالعه آن می توان دریافت رابطه بیت امام با هاشمی رفسنجانی بعد از امام(ره) تا چه اندازه نزدیک و صمیمی بوده است.

به گزارش گزینش ، متن کامل این مصاحبه را که در گفت و گو با «ققنوس» خاص نامه داخلی نخستین کنگره بزرگداشت آیت الله هاشمی رفسنجانی انجام شده است در ادامه می خوانید:

خود ایشان البته به می گفت که «من به این خاطر به امام علاقمند شدم که ریاکار نبود». آقای هاشمی «همیشه همان گونه بود که بود». بسیار مهم است که انسان بتواند این درج

درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی جهت بسیاری از ایرانیان ناباورانه و ناگهانی بود؛ این عنوان جهت نزدیکان ایشان دشوارتر و تحمل آن سنگین تر است و اکنون که یکسال از فقدان ایشان می گذرد هنوز نمی توان با نبودن ایشان کنار آمد. هنگامی که خبر درگذشت آیت الله هاشمی را شنیدید چه حسرت هایی بر دل شما ماند؟

یکی از توفیقات الهی به من ارادت مستمر به آقای هاشمی و روابط طولانی مدت با ایشان بود. همین ارادت مستمر و روابط طولانی مدت تلخی های بسیاری هم جهت من به جای گذاشته هست؛ به گونه ای که هر جا حضور می یابم، یاد خاطره ای از ایشان می افتم؛ ولی این تقدیر الهی هست. مهم این است که نام نیکو از آدمی بماند و راه و اندیشه آن بزرگوار در جامعه ما باقی بماند. متأسفانه حجاب معاصرت، ابعاد شخصیتی آقای هاشمی را آن گونه که باید جهت جامعه مشخص نکرده هست. بی تردید در ٥٠ سال گذشته به جز امام که در فاصله زیادی با دیگران هستند، کمتر می توانیم شخصیتی را به اندازه آقای هاشمی در همه صحنه های سیاسی حاضر ببینیم.

حضرت امام خمینی(ره) در بیانات خود راجع به جناب آقای هاشمی رفسنجانی از تعابیر مختلفی استفاده کرده اند از جمله اینکه «هاشمی زنده است چون نهضت زنده است». برداشت جنابعالی از این فرمایش رهبر کبیر انقلاب اسلامی چیست؟

مرحوم آقای هاشمی از سال 42 ، در مجموعه مبارزان از سرآمدان و در زندان محور هر حرکتی بود. کسی را مانند ایشان نمی توان یافت که در همه عرصه های مبارزاتی حضور دارد، تا مرز اعدام پیش می رود و با همه گروه ها در ارتباط هست؛ بعد از انقلاب نیز این حضور از خواندن حکم دولت موقت تا حزب جمهوری اسلامی، ریاست مجلس، فرماندهی جنگ و… ادامه دارد. همه اینها آشنایی کاملی از ایشان را نزد امام فراهم می آورد که البته زمینه هایی هم در سالهای پیش از شروع نهضت دارد.

از آیت‌الله هاشمی بت نمی‌سازم ولی او حقیقتا یک انقلابی شجاع بود / سید حسن خمینی

ناگفته نماند که این رابطه، رابطه ای دو سویه هست. به این معنی که علاقه آقای هاشمی به امام هم باید مد نظر قرار گیرد. علاقه آقای هاشمی به امام، علاقه پسر به پدر و البته علاقه ای عمیقاً عاقلانه و مجتهدانه بود. ایشان امام را به عنوان یک مکتب فکری می دید که با تکیه بر اصول آن باید مسیر و روش حرکت فردایمان را بیابیم.

امروزه بعضی معتقدند انقلاب اسلامی سریع به پیروزی رسید و امام و رهبران نهضت، مدل روشنی جهت اداره کشور و طراحی نظام نداشتند، از سوی دیگر امام در پاریس حکومت بعد از انقلاب را شبیه سایر جمهوری های کشورهای دنیا توصیف می کند و آیت الله هاشمی از تجربه های سایر کشورها نظیر مترو یا حزب جهت اداره کشور نام می برد، به نظر شما آیا در چشم اندازی که از نظام داشتند این شکل عملکرد دیده می شد یا این عملکرد مصلحتا شکل گرفت؟

برای پاسخ به این سؤال دقت در چند توصیه مورد نیاز است: یکی اینکه بررسی تاریخی نظرات امام خمینی در حوزه فقه حکومتی پیش از پیروزی انقلاب، نشان می دهد که جایی جهت طرح این ادعا باقی نمی ماند. امام بزرگوار ما که در شروع نهضت، با آن دقت و شدت به نقد عملکرد حکومت پهلوی پرداخته است و در سالهای تبعید، به تبیین نظریه ولایت فقیه و بیان صدها مسأله در حوزه فقه حکومتی مبادرت کرده است و در ده ها مصاحبه که با رسانه های خارجی داشتند، نظریات مختلفی در حوزه نظام سازی ارائه می کنند، با این حال چگونه می توان ادعا کرد که اندیشمند چون او و یاران و شاگردان خردمندش چون آیت الله هاشمی چشم اندازی جهت ادامه راه نداشته اند؟

خود ایشان البته به می گفت که «من به این خاطر به امام علاقمند شدم که ریاکار نبود». آقای هاشمی «همیشه همان گونه بود که بود». بسیار مهم است که انسان بتواند این درج

من اعتقاد دارم که اگر تنها بخواهیم حوادث سال 56 و 57 را رصد کنیم، خواهیم دید که امام خمینی چگونه مانند یک رهبر زبردست، خبره و خردمند، همه اتفاقات را رصد و چگونه حتی فضای رسانه های جهانی را مدیریت می کند. و تبیین این وجه، خود فرصتی مغتنم می طلبد.

دوم تنبّه بر این توصیه که در هر مکتب و اندیشه ای ممکن است میان آنچه در حوزه نظری آن مکتب و اندیشه طرح شده است با آنچه در اجراء روی می دهد، تفاوت باشد و این امری طبیعی هست. خصوصاً آن وقت که یک متفکر و فیلسوف، خود مجری آن مکتب نیز باشد. طبیعتا ممکن است چنین فیلسوفی، در مقام اجرا به باعث تزاحم اهم و مهم، عملکردهای متفاوتی داشته باشد.

از آیت‌الله هاشمی بت نمی‌سازم ولی او حقیقتا یک انقلابی شجاع بود / سید حسن خمینی

علاوه بر این جهت اینکه بتوان بطور دقیق به ادعای فوق پاسخ داد، مورد نیاز است که موارد عینی و مباحث معینِ مورد ادعا، را مورد به مورد بررسی کرد تا ببینیم که آنچه روی داده، تبدّل رأی، اصلاح و یا تکامل رأی بوده هست؛ و یا اینکه اساسا ادعای مزبور یک برداشت نادرست بوده است و بحث زیاد ناظر به تقدیم اهمّ بر مهم هست؛ و طبیعتاً مجال بسط این بحث از حوصله این گفتگو خارج است.

نکته آخر اینکه میان داشتن چشم انداز جهت تشکیل و اداره حکومت، با بهره جستن از تجربیات سایر حکومت ها تعارضی وجود ندارد تا بخواهیم جهت آن راه علاجی بیابیم. بلکه اولاً به روشنی می توان ادعا کرد که بسیاری از شؤون و مسؤولیت های حکومت در همه مدل های حکومت یکسان هستند؛ و ثانیاً بهره بردن از تکنولوژی های نوین سایر کشورها در اداره کشور هرگز در تقابل و تعارض با داشتن چشم انداز جهت حکومت نیست. بلکه چه بسا تصویر این ادعا را ثابت می کند.

مهمترین شاخصه های شخصیتی و فکری آیت الله هاشمی رفسنجانی از نظر شما کدام است؟

سخن گفتن از شاخصه های انسان های بزرگی چون آقای هاشمی، به آسانی ممکن نیست خصوصا جهت ما که حجاب معاصرت داریم. ولی به هر حال توفیق سالها مؤانست بنده با ایشان موجب شده است تا بتوانم به بعضی از این شاخصه های اشاره کنم. شاخصه هایی که بعضی از آنها گمشده و نیاز امروز جامعه ما هستند.

آقای هاشمی از زمره معدود رجال سیاسی است که به شدت احساساتی و عاطفی است ولی در عین حال از روی احساسات تصمیم نمی گرفت.

او انسانی صبور و بردبار بود و در برابر ناملایمات و دشنام ها، از کوره در نمی رفت چراکه صبرش ریشه در عقلانیت داشت. او هر لحظه هدفمند تصمیم می گرفت و حرکت می کرد، لذا به آسانی از کنار حاشیه سازی ها و تخریب ها عبور می کرد تا به هدفش دست یابد.

او مرد گذشت بود نه انتقام؛ با کسانی که به او بدی می کردند، بدی نمی کرد؛ به آسانی می توانست دشمنانش را ببخشد و حتی با آنها به مهر و لطف برخورد نماید، و حتی گذشته را فراموش کند.

ایشان مرد تدبیر و دور اندیشی بود، نه اسیر در گذشته و حال؛ لذا می توانست از گذشته و حال پلکانی جهت فردا بسازد.

شاید بتوان در کنار عنصر عقلانیت در شخصیت، اعتدال در بینش و روش را به عنوان شاخصه تفکر آقای هاشمی دانست. او اهدافی داشت که جهت رسیدن به آن، اعتدال را مناسب ترین روش می دانست و شخصیت ایشان حقیقتاً متعادل بود و لذا در همه این سالها، آقای هاشمی به عنوان نماد تفکر اعتدالی آشنا می شد، تفکری که ریشه در عقلانیت داشت.

آقای هاشمی اهل شعار نبود، او یک شخصیت عملگرا بود؛ شخصیتی که در سخت ترین شرایط معمولاً عالی ترین گزینش ها را داشت؛ در بحرانی ترین وقت ها، عالی ترین تصمیم را می گرفت؛ لذا او همانگونه که فرمانده جنگ بود قهرمان صلح و سردار سازندگی نیز بود.

آقای هاشمی اعتقاد بود که شعارها در صورتی جهت جامعه بافایده است که جلوی شعور و پیشرفت را نگیرد، باعث درجا زدن نشود.

من از آقای هاشمی بت نمی سازم ولی آقای هاشمی حقیقتا یک انقلابی شجاع و دیندار پارسا بود؛ هنگامی که به این نتیجه می رسید که کاری که می کند درست هست، با دلیری تمام جهت رسیدن به آن تلاش می کرد ولی آنقدر روح بزرگی داشت که اطرفیان و در موارد متعدد خود من، به آسانی می توانستیم عملش را نقد کرده و بگویم که در مثلاً فلان جا اشتباه کرده اید و هنگامی که علت ما را می شنید و به این نتیجه می رسید که درست هست، به آسانی می پذیرفت. بزرگی آیت الله هاشمی در این بود که می توانستیم به آسانی جلوی او صحبت کنیم و در کنار شخصیت او بزرگ شویم؛ براستی که او جهت ما آموزگار بزرگی بود.

برخی جریانات سیاسی بخصوص جناح چپ، منتقد عملکرد آیت الله هاشمی رفسنجانی در دوره نخست ریاست جمهوری وی نسبت به این جناح هستند که منجر به تضعیف از بین بردن جناح چپ از مجلس وسپس دولت می گردد، نظر شما در این باره چیست؟

در این باره دو توصیه را عرض میکنم: یکی اینکه هر عملکرد و تصمیمی را باید در بازه زمانی خود، با مراعات جمیع جوانب و شرایط و لوازم آن دوران بررسی کرد؛ و اینکه بخواهیم عملکرد و تصمیمات دیروز افراد را بر اساس شرایط امروز بسنجیم و بررسی کنیم، قطعا به نتیجه درستی منتهی نخواهیم شد.

دوم اینکه آنچه در مورد آیت الله هاشمی می توان شهادت داد این است که ایشان با توجه به اوصاف شخصیتی کم نظیری چون هوش سرشار، ذکاوت بالا، استعداد ناب، دلیری توأم با درایت و …، همواره تلاش داشتند که در هر مسأله ای عالی ترین تصمیم را بگیرند و لذا اهدافی را ترسیم و جهت دستیابی به آن، اتخاذ شیوه و روش متناسب می کردند. البته اینکه آیا هر لحظه در این تلاش موفق بوده باشند، بحث دیگری است.

به هر حال آنچه می توان قاطعانه گفت اینست که آقای هاشمی همواره مرد میانه روی و اعتدال بوده هست. حرکت در میانه امور یعنی نه زهد ریاکارانه و نه تزویر و اسراف که این مشی اعتدال است.

پس از سال 1384 عده ای از رویش های نوین انقلاب، آیت الله هاشمی رفسنجانی را عامل عوض کردن فرهنگ جامعه و مسوولین به سمت لیبرال مسلک شدن معرفی می کنند و بر ایشان می تازند. حضرتعالی که سال ها همنشین و همسایه ایشان بودید و از نزدیک با جناب آقای هاشمی رفسنجانی رفت و آمد داشتید، نوع نگاه ایشان به مقوله سبک زندگی و حکومت داری را چگونه یافتید؟

به نظر من یکی از شاخصه های درس آموز زندگی آقای هاشمی دوری از «ریا و ریاکاری» هست. خود ایشان البته به می گفت که «من به این خاطر به امام علاقمند شدم که ریاکار نبود». آقای هاشمی «همیشه همان گونه بود که بود». بسیار مهم است که انسان بتواند این درجه از آرامش و دوری نسبت به ریاکاری را در درون خودش ایجاد کند. چنان که می دانید ما و آقای هاشمی سی و هفت سال همسایه دیوار به دیوار بودیم و به هر علت با هم رفت و آمد داشتیم؛ ایشان هیچ وقت از اینکه کسی چیزی از وضع زندگی ایشان بفهمد ابایی نداشت.

گریز از «ریا» در آقای هاشمی به گونه ای بود که گاهی حس می کردم، در این خصوصیت افراط دارند؛ به همین علت هم بعضی معاندان ایشان را به اشرافیت متهم می کردند. وجه تمایز ایشان با دیگر روحانیون هم همین شاخصه بود. آقای هاشمی می گفت من به این علت جذب امام شدم که همان فرشی که در اندرونی پهن می کرد، در بیرونی هم پهن می کرد؛ که گویی دیگران اینگونه نبودند. در حقیقت متهم شدن آقای هاشمی به اشرافیت ناشی از این بود که «همانی که بود، دیده می شد» و به هیچ وجه هم بنای کتمان نداشت.

معنای اشرافیت این است که شما ثروت خود را بیش از چیزی که هست، بروز دهید، یا بیش از حد کفاف انباشت ثروت کنید. نقطه برابر هم این است که جهت دور کردن دیگران از واقعیت، کتمان ثروت کنید که این روش در متون دینی ما بسیار قبیح شمرده شده است هست. در نظر آقای هاشمی یک مسلمان باید اهل تولید و گره گشایی اقتصادی باشد؛ و البته اهل انفاق و بخشش باشد و از سود خود به دیگران ببخشد. این امر البته در زندگی و منش امیرمؤمنان(ع) ریشه دارد. توصیه جالب در زندگی آقای هاشمی این بود که در نظر ایشان عارف باید در میانه میدان زندگی کند و عارفی که به کناره می رود، و عزلت می گزیند ناقص است.

اندیشه های آیت الله هاشمی با وجود عواطف شدید ایشان به اهل بیت، عمدتا وحدت گرا و فرامذهبی با نشانه تقویت رابطه با اهل سنت در دنیا بود، این اندیشه تا چه میزان با فقه سنتی که امام از بزرگان آن محسوب می شود رابطه دارد و پررنگ شدن افتراقات مذهبی در دنیا اسلام که از سوی بعضی جریانات در حوزه علمیه قم واهل سنت دنبال می شود چه پیامدهای خواهد داشت؟

شاید مردم هیچگاه منقلب شدن و اشک های آقای هاشمی در صحبت ها و خصوصا خطابه های نماز جمعه اش را فراموش نکنند، زمانی که از اهل بیت علیهم السلام سخن می گفت و مصائب و مظلومیت هایشان را ذکر می کرد. و طبیعتا کسانی که ایشان را از نزدیک می شناسند، به عمق اعتقاد و عواطف ایشان به خاندان پیامبر (علیهم السلام) معترفند؛ ولی همه می دانیم که آقای هاشمی چه تلاش های طاقت فرسایی جهت وحدت دنیا اسلام صرف کرد.

آقای هاشمی همچنانکه هیچگاه نخواست که عامل انشقاق در جامعه کشور عزیزمان ایران باشد، و همواره عامل وحدت میان مردم بود، در بُعد مذهبی نیز چنین اعتقادی داشت و تکیه کردن بر افتراقات و اختلافات میان شیعه و اهل سنت را امری ناپسند و مضرّ به حال دنیا اسلام می دانست و همواره در صدد اصلاح روابط میان امت اسلامی در کشورهای متفاوت بود.

چشم انداز فضای سیاسی کشور در پساهاشمی چگونه می بینید؟ آیا خلا ایشان بعنوان وزنه تعادل و حلقه واسط حاکمیت با جریانات سیاسی پرخواهد شد؟

طبیعتا شخصیت های بزرگ، متفکر، اثرگذار و دارای پایگاه اجتماعی، به عنوان سرمایه های انسانی در هر دین، مذهب، مکتب و حکومتی آشنا می شوند و پر کردن خلأ فقدان چنین شخصیت هایی اگر نگوییم غیر ممکن، بسیار سخت هست. بی گمان آیت الله هاشمی با بیش از 60 سال سابقه پر افتخار در مبارزه، انقلاب، جنگ، صلح، سازندگی، قانونگذاری، سیاستگذاری و … در زمره چنین افرادی است.

برای ما فقدان چنین شخصیتی که استوانه محکم خردورزى بود، فقدان خوبى هایى است که از امام براى ما به یادگار مانده بود. او شاگرد امام و فخر استاد خود بود. ما می توانستیم شخصیت امام را از طریق شخصیت هاشمی بشناسیم. یکی از بزرگان نجف مطرح است که می گفت «پیامبر را دوست دارم چون علی را تربیت کرده است» وصف رابطه امام و هاشمی نیز به همین صورت است.

اما به هر حال فوت آینده محتوم بشر است و ما باید به فضل الهی با مصیبت فقدان آقای هاشمی کنار بیاییم. اگرچه جسمش در میان ما نیست ولی اندیشه و تفکرش که هست؛ بعد هاشمى در میان هنوز ما زنده است و با ما خواهد ماند و در جان و روان کشور عزیزمان ایران جریان خواهد داشت. چراکه به فرموده امام «هاشمى زنده است چون نهضت زنده است».

و امروز همه ما وظیفه داریم تا دست در دست هم با اتحاد و همدلی و کنار گذاشتن کدورت ها و ناملایمات، پیش به سوی آینده حرکت کنیم و از خدا بخواهیم که در شدائد و بحران ها که چنین فقدان هایی، خود را بیش از پیش نشان می دهند، لطف خود را مشمول بر حال ملت و کشور ما کند تا به فضل اللهی از آن عبور کنیم.

واژه های کلیدی: انقلاب | انقلابی | امام خمینی | هاشمی رفسنجانی | درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs